دلنوشته های بارانی من

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

  • ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۰ stifle

آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «شغل» ثبت شده است

سلام

امروز مطلع شدم که کتابی وجود داره به نام "بنویسید تا اتفاق بیفتد". نوشتن خیلی مهمه نمیدونم چرا. ولی هر کتابی در زمینه موفقیت خوندم توصیه کرده بود که افکار و اهدافتون را بنویسید. حالا منم میخوام بعضی از افکار و اهدافم را بنویسم که بزودی اتفاق بیفته.

  1.  اولین هدفم اینه که از امروز شروع کنم و همه تلاش و کوششم را صرف یافتن نیمه گمشدم کنم. من خیلی فکر کردم همونطور که در و کار و درس موفق شدم (البته با یاری خدا و حمایت خانواده خوبم)، دوست دارم در شریک مناسبی برای ادامه زندگیم پیدا کنم. که هم ارامشم در زندگی بیشتر بشه و هم با کمک همدیگر بتونیم هر روز بیشتر پیشرفت کنیم. دوست واقعی همدیگه باشیم. توی لحظات خوشی و سختی کنار همدیگه باشیم. باید همسری پیدا کنم که مورد تایید خانوادم باشه. چون دوست دارم همسرم مثل یک عضو اصلی خانواده من باشه. مثلا برای برادرم مثل یه برادر واقعی باشه. برای مادرم مثل یک پسر خوب باشه. کلا خیلی مومن و مهربون باشه. فرهنگش هم خیلی شبیه فرهنگ ما باشه. به خانوادم خیلی احترام بذاره و محبت کنه. خدا گفته"از شما حرکت از من برکت". خدا هیچوقت دروغ نمیگه. خدا هیچوقت وعده توخالی نمیده. من همه تلاشم را میکنم که ارتباطاتم بیشتر بشه. بیشتر به اطرافم دقت خواهم کرد و خدا هم کمکم میکنه. خدایا پیشاپیش سپاسگذارم. دوستت دارم.
  2. دومین هدفم این هست که روابطم را با خانوادم صمیمی تر کنم و کلا بیشتر به خانوادم مخصوصا مادر و خواهر و برادرم محبت کنم. خدا میدونه که من خیلی اونها را دوست دارم ولی روم نمیشه خیلی ابراز کنم. اونها هم همیشه از من حمایت کردن. همیشه محبت کردن. همیشه حامی من بودند و هستند. کی بیشتر از خانواده منو دوست داره. میخوام بیشتر از خانوادم حمایت کنم. خدایا کمکم کن به خانوادم نزدیکتر بشم. خدایا کمک کن روابط داخل خانوادگیمون صمیمی تر بشه. دوستانه تر بشیم. امروز داشتم با محمدرضا صحبت میکردم و می خندیدم. یدفعه چشمم افتاد به برادرم دیدم داره زیر چشمی داره منو نگاه میکنه. و فکر میکرد. یعنی به چی فکرمیکرد؟ احتمالا نگران اینده من بود. نباید نگران باشه. ما خدا را داریم.
  3. میخوام کمی در کارم پیشرفت کنم. من موقعیت خوبی در شرکت دارم ولی دوست دارم این موقعیت محکم تر بشه و پستی بگیرم. درنتیجه حقوقم هم بیشتر میشه. باید در جلسات مهم تر باشم. انرزی مثبت بیشتری بفرستم. باید برجسته تر باشم. باید سعی کنم مستعدتر به نظر بیام. خدایا در این زمینه خیلی بیشتر به کمکت نیاز دارم. وضع ارتقا کمی پیچیده است. خدایا کمک کن خدایا انسان های دیگر را وسیله قرار بده. خدایا من همه تلاشم را میکنم تو هم هوامو داشته باش. خدایا با کمک تو هر کار سختی اسون میشه. خدایا تو همیشه همراهم باش. در این موضوع بیشتر همراهم باش. دوست دارم رییس بشم. مدیر بشم. هرروز بیشتر پیشرفت کنم. ارزوی بزرگم اینه که کارم در مسیر درسم قرار بگیره. خدایا خیلی خیلی ازت میخوام. خدایا همیشه در کار من رو غافلگیر کردی. بازهم غافلگیرم کن. خدایا پیشاپیش ممنونم.
  4. میخوام متخصص بیگ دیتا بشم. یعنی وقتی روی تزم کار کنم خیلی عمیق مطالعه کنم. خیلی خوب همه چی را یاد بگیرم. من میخوام دکتری بشم که در زمینه بیگ دیتا تخصص داره. خیلی این موضوع برام مهمه. نمیخوام یه دکتر الکی بشم. میخوام یه متخصص بشم. میخوام صاحب نظر بشم. میخوام هر چی کتاب و مقاله در این زمینه هست را مطالعه کنم. میخوام جز بهترین های بیگ دیتا در کشورم باشم. میخوام در این زمینه مشاوره بدم. میخوام اشتغالزایی کنم برای جوانان کشورم. میخوام ثروت اوری کنم برای کشورم. من استعداد خوبی در زمینه برنامه نویسی و تحلیل دارم. فکوس میکنم روی بیگ دیتا. خدا هم کمکم میکنه چون قصدم خیره. خدایا ممنونم ازت.
  5. تصمیم گرفتم یه کارجانبی داشته باشم. و فعلا اون کار جانبی از نظر من میتونه برنامه نویسی اندروید باشه. میخوام استعداد و نبوغی را که در زمینه برنامه نویسی دارم این بار خرج اندروید کنم. از برنامه های کوچک شروع میکنم تا برنامه های بزرگ. میخوام برام مثل درامد جانبی باشه. خدایا کمک کن که موفق بشم.
البته یکاره دیگه هم دارم که چند روزیه شروع کردم. اون هم اینه که رابطم را با خدا بهتر کنم و ایمانم را تقویت کنم. این هدف اصلیم درزندگی هست. مهمترین و اصلی ترین هدفم. من خیلی وقت ها که سرم شلوغ بوده و یا از زندگیم ناراضی بودم خدا را در زندگیم فراموش کردم و یا ناسپاسی کردم. ولی هروقت که حالم خوب بود و عادلانه به زندگیم نگاه کردم دیدم همه چی خوبه و خدا همیشه کمکم کرده. ولی مطمینم خدا منو میبخشه بخاطر همه. خدا مثل ما نیست. خدا همه چی را میبینه. خدا دریای محبته. خدا از همه عقده های درونی من خبر داره. از همه کمبودهام از همه کاستی ها از همه بغض ها. خدایا منو ببخش خدایا میدونم بنده خوبی نبودم خدایا ولی تو بزرگی تو مهربونی. خدایا تو یدونه هستی. خدایا التماست میکنم. خدایا منو ببخش. خدایا ناشکری زیاد کردم از بس بی چشم و رو میشم زمان عصبانیت و غصه. از بس بد میشم. خدایا منو ببخش.خدایا میدونم گاهی قضاوت های نابجا کردم در مورد زندگی دیگران. خدایا این قضاوت های نابجا را بر من ببخش. خدایا از من بگذر. خدایا انرزی های منفی و افکار نادرست را از من بگیر. خدایا من را بخاطر قضاوت های نابجا و بیرحمانه ای که در مورد زندگی دیگران کردم را ببخش و اونها را در زندگی من پیاده نکن. خدایا ببخش. خدایا اشتباه کردم. خدایا کمکم کن.
 این فعلا لیست اهداف منه.
باران بارانی
۳۱ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

سلام

امشب برادرم و خانومش حدود 50 نفر را دعوت کردند باغچه رستوران. من هم به 1001 دلیل که قبلا توضیح دادم تصمیم گرفتم در این مراسم شرکت نکنم.

این حداقل کاریه که برای حفظ غرورم میتونم انجام بدم. به مامانم زنگ زدم میگه بیا. گفتم نمیام. خیلی عصبانیم.


این تنها دلیل ناراحتی من نیست. یک موضوع دیگه هم من رو ناراحت کرده. از صبح که اومدم حتی برای یک استراحت کوتاه هم فرصت نداشتم. همش سرم تو SQL SERVER و ACCEESS بوده. فرصت نفس کشیدن نداشتم. این در حالیه که دو تا از نیروهای ما کاملا بیکار بودن. ما کلا اینجا پنج نفر هستیم که با رییس می شیم شش نفر. حالا رییس هیچی. از ما پنج نفر فقط 3 نفر هستن که همیشه کار برای انجام دادن داریم. ولی اون دو نفر اکثر اوقات بیکارن.

اون دو نفر دو تا خانم هستند که یکیشون رابطه صمیمانه ای با رییس داره. امروز هم چند ساعتی تو اتاق رییس بود و با هم صحبت می کردند. این خانوم کلا بیکاره. بیکاره بیکار. اخه این همه بی عدالتی درسته؟

همکارم اروم بمن گفت:" چرا فقط ما سه نفر کار می کنیم؟"

منم که حرصم گرفته بود گفتم:"چون ما احمقیم"

اون خانوم کلا از اول خودشو زده به خنگی ولی حرصم از اینه که رییس هم هیچی بهش نمیگه. خیلی هم با هم خوبن.

منم از حرصم الان سر کار نشستم دارم برنامه دورهمی مهران مدیری را از شبکه نسیم نگاه می کنم. اخه چقدر حرص بخورم من.


اون از خونه این از سر کار.....

تف به این زندگی

باران بارانی
۰۷ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

سلام

همه چی خوبه.

از کارم راضیم با محیط ارتباط خوبی برقرار کردم.

ظاهرا همه چی خوبه. احتمال داره ارتقا هم بگیرم. کم کم دارم تمرکز پیدا میکنم.

هفته قبل خیلی محترمانه به ب بهم زدم فقط سه بار همدیگه را دیده بودیم. هیچ تناسبی با هم نداشتیم.

چند روز پیش یکی از خانوم های همکار سوالاتی از من پرسید و از برادرش گفت که خارج از کشوره و میخواد برگرده.

منم پیش خودم فکرکردم شاید میخواد منو خاستگاری کنه. هاهاها...

وای اشتباه میکردم قضیه کاملا کاری بود. کلا ضایع شدم.

امروز چند تا گل سفارش دادم. شنبه میرسن. میخوام محیط کارم را بهتر کنم. 

خدایا شکرت.

خدایا کمکم کن تزم بخوبی پیش بره، وضع کارم بهتر بشه. خدایا قناعت را بمن یاد بده.

خدایا کی میخوای منو از تنهایی در بیاری؟

باران بارانی
۰۹ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام

دیروز یک مراسم خداحافظی کوچک برای اقای الف و ر در اداره برگزار شد. من روز سخت و پر استرسی داشتم. در مراسم شرکت کردم. هر چی منتظر شدم اقای رییس هیچ حرفی از انتقال من نزد. بالاخره قرار شد هر کدوم از همکارها برای این دو نفر ارزوی موفقیت کنن. بالاخره نوبت من شد. 


من هم بلند شدم ایستادم و سخنرانی خودم را شروع کردم. اول برای دو تا همکارم ارزوی خوشبختی کردم و بعدش شروع کردم در مورد انتقالی خودم صحبت کردن. خلاصه از همه همکارها حلالیت طلبیدم و در مورد شغل جدیدم صحبت کردم. و گفتم امیدوارم در مخابرات بجایی برسم که همه دوستانم بمن افتخار کنن. بعد از مراسم هم کلی عکس گرفتیم.

خدایا شکرت.

همه چی به لطف خدا داره به خوبی پیش میره.


دوباره یاد خوابی افتادم که پارسال توی اسفند دیدم. پارسال قبل از عید خواب دیدم که یک خونه دو طبقه نیمه کاره خریدم که پر از مارهای رنگارنگ و ترسناکه. مارها به سمت من حمله می کردند ولی میخوردند به شیشه و نمیتونستند بمن برسند.

یادمه زنگ زدم به خانوم مومنی که خوابم را تفسیر کنه. اون خانوم گفت که من یک ملک خواهم خرید و این ملک خیر وبرکت را به زندگی من خواهد اورد. من اونموقع بهیچوجه قصد خرید ملکی را نداشتم.


در تعطیلات عید به طرز خیلی شگفت اوری من عضو گروهی شدم و با شراکت انها ملکی را در جوار امام رضا خریدیم. و همون موقع در تعطیلات سند به نامم خورد و در همون سال یک اپارتمان خریدم و البته انتقالی شغلی من هم به طرز معجزه اسایی درست شد.

منم از دهم عید رفتم مشهد و حسابی از امام رضا تشکر کردم.

از امام رضا تشکر کردم که اجازه داد درجوارش جایی داشته باشم. از امام رضا تشکر کردم که خیر و برکت را به زندگیم اورد.

از امام رضا خواستم برام دعا کنه که امسال برام سال سلامتی و ازدواج موفق و پیشرفت شغلی و اقتصادی باشه.


یا امام رضا به زودی منو بطلب.


خدایا شکرت

باران بارانی
۱۷ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر