دلنوشته های بارانی من

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۲۵ خرداد ۹۷، ۱۲:۲۲ - Siamak Bagheri :)

۱۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

توکل چه کلمه زیباییست؛


اجازه دادن به خداوند که خودش تصمیم بگیرد.

تنها خداوندست که بهترینها را برای بندگانش رقم میزند.

فقط بخواهیم و آرزو کنیم، اما پیشاپیش شاد باشیم وایمان داشته باشیم که رویاهایمان همچون بارانی در حال فرو ریختن اند. 

پیشا پیش شاد باشیم و شکر گزار ! 

چرا که خداوند نه به قدر رویاهایمان بلکه به اندازه ایمان واطمینان ما انسانهاست، که می بخشد.



@morphin

باران بارانی
۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


📝


میدانى چیست؟

یک وقت هایى باید خودت را به بیخیالى بزنى.

بیخیال تمام ادم هایى که دوستت ندارند؛

بیخیال تمام کار هایى که مى خواستى بشود ولى نشد؛

بیخیال تمام رکب هایى که خوردى؛

بیخیال هر کس که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت؛

بیخیال تلاش هاى بى نتیجه ات،

دوست داشتن هاى بى ثمر ات؛


وقتى کسى دوستت ندارد اصرار نکن!

وقتى کسى برایت وقت ندارد خودت را به زور در برنامه هایش جا نده!

وقتى کسى نمى خواهد تو را ببیند پا پیچش نشو!


زندگى همین است!

شاید تو براى همه وقت بگذارى ولى قرار نیست همه دوستت داشته باشند و برایت وقت داشته باشند

شاید بهانه هایشان براى فرار تو را قانع نکند؛ 

ولى به قول ساموئل بکت: "گاهى فقط باید لبخند بزنى و رد شوى...بگذار فکر کنند نفهمیدى..."



💟 کانال هوای حوا @Havaye_Havva

باران بارانی
۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام

بی تفاوت میشوم. بی تفاوت..

خدایا کمکم کن. خدایا کمکم کن. خدایا التماس میکنم بمن قدرت و نیرو بده. خدایا کمک کن قوی و محکم باشم. خدایا کمک کن به کسی وابسته نشم. 

من از وابسته شدن خاطره خوبی ندارم. خدایا کمکم کن بدون اینکه به کسی نیاز داشته باشم بتونم زندگی کنم. 

خدایا کمکم کن از نظر عاطفی هم مستقل باشم.

خدایا بارها و بارها تو زندگی دوست داشتن ادم اشتباهی را تجربه کردم و ضربه خوردم. درد کشیدم. دیگه نمیخوام اینجوری باشم. میخوام تغییر کنم.

میخوام یه ادم دیگه بشم. میخوام یه دنیای دیگه داشته باشم. میخوام آهنی باشم. نمیخوام عاشق بشم.

خدایا ازت خواستم که یه ادم درست سر راهم بذاری. نذاشتی. اشکالی نداره. من نمیخوام بدونم چرا نذاشتی. فقط ازت میخوام لااقل این احساس و قلب رو هم از من بگیری.


خدایا باز هم شکرت

خدایا ازت ممنونم

باران بارانی
۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام

کمی از دست م عصبانی و ناراحتم. دیروز کلا با من در تماس نبود و دنبال خرید و فروش بود. عصر زنگ زد منم خیلی تحویلش نگرفتم.

فردا با سه تا از دوست های قدیمم میرم فشم. ما چهارتامون مجردیم خیلی بهمون خوش میگدره من این چهارا تا رو خیلی دوست دارم ته مونده دوستهای قدیمم هستن که هنوز مجردن. کلا با اینها خیلی حال میکنم.

  قراره با ماشین زهرا بریم. 

من ماشینم تعمیرگاهه بعد هم میخوام بفروشمش. دوشنبه عصر میخوام برم دنبال خونه و کمی بچرخم. کمی برم اینطرف و اونظرف ببینم اصلا محلیت اونجاها چجوریه. خودم میخوام اقدام کنم. منتظر کسی نمیمونم. باید یه تماسی هم با اون اقایی داشته باشم که قراره برام وام جور کنه. ببینم شرایظ خونه باید چجوری باشه.


خلاصه من باز هم تنهام. چقدر دوست داشتم تو این مراحل زندگیم کسی باهام باشه. دوست داشتم یه مرد باهام بود. به مرد واقعی. یه مرد حسابی. یه ادم حسابی. یه نفر که بشه با خیال راحت بهش تکیه کرد.


حالا اشکالی نداره. حالا که نیست خودم تلاش میکنم. خودم تنهایی از پس همه چی برمیام. من دختری هستم که تنهایی بلند شدم رفتم خارج و دوسال اونجا موندم بدون هیچ کمک و پشتوانه ای.فقط خدا کمکم کرد. فقط خدا باهام بود. حالا میخوام تو کشور خودم برای خودم یه آپارتمان پیدا کنم و بخرم. باز هم فقط خدا را دارم. خدا همیشه کنار ادم های تنهاست. 


خدایا باز هم کمکم کن. میدونم که جای تو را هیچکس نمیتونه برام پرکنه. 

یاد آهنگ Hero از Maria Carey افتادم که میگه یه قهرمان درون هر انسانی وجود داره. این قهرمانی که درون منه همون تکه از وجود خداست که گاهی ما نادیده میگیریمش.


خدایا کمکم کن. فقز تو را میخوام.

خدایا لطفا رابطه من و م را هم بهتر کن.

باران بارانی
۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

گفتم: در دلم امید نیست ؟

گفت: هرگز از رحمتم نا امید نباش (زمر آیه ۵۳)


گفتم: احساس تنهایی میکنم ؟

گفت: از رگ گردن به تو نزدیک ترم (قاف آیه ۱۶)


گفتم: انگار مرا از یاد برده ای ؟

گفت: مرا یاد کن (بقره آیه ۱۵۲)


گفتم: در دلم شادی نیست ؟

گفت: باید به فضل رحمتم شادمان گردی (یونس آیه ۵۸)


گفتم: تا کی باید صبر کنم ؟

گفت: همانا یاریم نزدیک است (بقره آیه ۲۱۴)


و … 

چه کسی از او راستگوتر … !



خدایا تو که انقدر خوب و مهربونی پس کی میخوای بمن کمک کنی اخه؟ کی؟ تا کی باید صبر کنم؟ از خانوادم راضی نیستم. حتی از مادرم. اونها من رو دوست ندارن. من تکه اضافه اون خانواده هستم. حتی مادرم بمن اهمیت نمیده و طرف اونها را میگیره.

انگار ککلا من وجود ندارم. دلم تشنه محبته. دلم تشنه توجه. خیلی این روزها غم توی دلم هست. خدایا نمیخوام غر بزنم یا ناشکری کنم.


خدایا شکرت میکنم بخاطر نعمت هایی که بهم دادی. بخاطر اینکه سالم و سلامتم. بخاطر اینکه دوستان خوبی دارم. خدایا ولی غم از دلم بیرون نمیره. انگار غم با من عجین شده. غم از من جدا نمیشه. همه غم دنیا اومده تو دلم. 


برادرم پولم را پس نمیده. نمیدونم چجوری بالاخره میتونم یه جایی را بگیرم. مامانم از برادرم حمایت میکنه. من دخترم به حمایت بیشتری نیاز دارم ولی کسی از من حمایت نمیکنه. ارزو دارم کسی کمکم کنه. کسی هوامو داشته باشه.

همه زندگیم کار کردم و تنها بودم. تنهای تنها. هیچوقت هم کمکی از کسی نگرفتم هیچوقت. کسی هم بهم کمکی نکرد. شکر خدا خودم را جمع و جور کردم. ولی الان احساس میکنم واقعا خسته و داغونم. داغون داغوووووووووووووووووووووووووووووووووون.


خدایا منو تنها نذار.

خدایا کنارم باش. حدایا خسته شدم.



باران بارانی
۲۱ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

تولدم نزدیکه.

امروز 17 فروردینه و تولد من 19 فروردین. هیچ احساس خاصی ندارم. با این چند روز پر استرسی که داشتم دیگه خیلی تمایلی برای تولدم ندارم. خیلی هم برام مهم نیست. دوست دارم خدا برام معجزه کنه مثل سال قبل که همین موقع ها برام معجزه کرد. یک معجزه دیگه میخوام. من فقط دارم سعی میکنم اروم و صبور باشم.


دوست دارم هدبه تولدم را خدا بهم بده. همین. از کسی چیزی نمیخوام که وقتی ادمها به ادم هدیه میدن حتما یه چیزی در مقابلش میخوان و منتش سر ادم میمونه. از هیچکس هیچ توقعی ندارم. از هیچکس. حتی اغز صمیمی ترین دوستانم توقعی ندارم. دوست دارم فقط ارام باشم و این ارامش را فقط خدا میتونه بمن بده. فقط خدا.


خدایا باز هم معجزه کن. خدایا همه چی را فقط از تو میخوام. اگر تو بخوای یجوری همه چی را درست میکنی. 


اگر تو بخوای یجوری مهره ها را کنار هم میچینی که همه چی خودبخود درست میشه.


خدایا خودت همه چی را درست کم.

باران بارانی
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
Love Song
Whenever I'm alone with you
You make me feel like I am home again
Whenever I'm alone with you
You make me feel like I am whole again
Whenever I'm alone with you
You make me feel like I am young again
Whenever I'm alone with you
You make me feel like I am fun again
However far away I will always love you
However long I stay I will always love you
Whatever words I say I will always love you
I will always love you
Whenever I'm alone with you
You make me feel like I am free again
Whenever I'm alone with you
You make me feel like I am clean again
However far away I will always love you
However long I stay I will always love you
Whatever words I say I will always love you
I will always love you
However far away I will always love you
However long I stay I will always love you
Whatever words I say I will always love you
I will always love you
I will always love you
'Cause I love you
باران بارانی
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام

چهارشنبه یک جلسه داشتیم. توی اون جلسه آقای مدیرکل من را بعنوان رییس اداره ب معرفی کرد و من خیلی خوشحال شدم. ئرسته که حکم ندارم و فعلا همه چی رو هواست ولی واقعا احساس خوبی داشتم.

آقای مدیرکل خیلی ادم مهربون و باکلاس و فعالیه. رفتارش مثل خارجی ها میمونه. من دوست دارم با همچین ادمی کا رکنم. خیلی مرتب و منظم. خیلی اهل مظالعه. 


امیدوارم همه چی به خوبی و خوشی پیش بره و من رییس اداره ب بشم.

خدایا پیشاپیش سپاسگذارم.


باران بارانی
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام

من دوباره حالم خوب نیست. دوباره دلم گرفته. غم دنیا ریخته تو دلم. میخوام یه آپارتمان بخرم ولی پولم کمه. ولی این چیزی نیست که منو ناراحت میکنه.

چیزی که منو ناراحت میکنه این هست که تو این موقعیت که من نیاز شدیدی به پول دارم برادرم به جای اینکه کمک های منو جبران کنه داره سعی میکنه از این موقعیت من به نحو احسنت استفاده کنه و یه آپارتمان کیچکی که دارم و برای فروش گذاشتم با قیمت خیلی پایین از من بخره.

یادمه سال قبل همین روزها بود که من و برادرم نفری یه آپارتمان خریدیم. اونموقع برادرم نیاز شدید به پول داشت و من 20 میلیون بهش کمک کردم. من هم در وضع خوبی نبودم یادمه هرچی طلا داشتم فروختم ولی خانوم برادرم این کار را نکرد. هنوز هم بعد از یکسال پول من را پس ندادن. ولی حالا که من نیاز دارم به جای اینکه بهم کمک کنن دنبال سواستفاده هستند.


خدایا اینی که میگن "تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز" یا میگن "از هر دست بدی از همون دست میگیری"  واقعا حرف مفته. من خوبی کردم ولی دارم بدی میبینم. حتی قانون جذب هم زیر سوال رفته.


انگار کلا قوانین دنیا داره تغییر میکنه. همه چی داره برعکس میشه.


دیروز با م بیرون بودم رفتیم دربند. خیلی بهم خوش گذشت. روز خوبی داشتم. عصر هم با شوهرخواهرم رفتم بیرون. به یکی دوتا بنگاه دیگه هم سفارش کردم. ماشینم را هم میخوام بفروشم.


خدایا کمکم کن. امیدم به توست. کمک کن جای خوبی بتونم خونه بگیرم. خدایا نیازمند معجزه دیگری در زندگی هستم.


دیشب هم تا صبح خواب مار دیدم. خواب مار پایتون ولی عجیب اینجاغ بود که مارها لاغر و کوچک بودن. اکثرا هم سفید و زرد بودن. خیلی ترسناک بودن.


خدایا من واقعا به کمکت نیاز دارم. خدایا ضبر و حوصله بمن بده. خدایا ایمانم را قوی کن. خدایا ایمانم را قوی کن.


خدایا تو را وکیل و نماینده خودم قرار میدم. خدیا همه کارها را به تو میسپارم. خدایا ترس و ناراحتی را از دلم دور کن. خدایا من و تنها نذار. خدایا کمکم کن.


 امام صادق(علیه السلام) فرمودند: تعجّب می‌کنم از کسى که می‌ترسد؛ چرا به گفته‌ى خداوند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» پناه نمی‌برد؟!


خدیایا ایمانم را قوی کن که دیگه نترسم.

باران بارانی
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام صبح بخیر 

امروز از اون روزهاست که میتونم بشینم تا شب زار بزنم. حالم واقعا بده. دیروز رفتم سیزده بدر. گوشیم تو کیفم بود. یه لحظه در آوردم دیدم ام بهم زنگ زده تو واتساپ. حول شدم. دست و پام لرزید. به س گفتم. اونهم گفت زود بلاک کن. منهم بلاک کردم. 

تا شب سرم گرم بود و دیگه بهش فکر نکردم. شب که برگشتیم کلی تو ترافیک موندیم. توی تاریکی شب توی اون سکوت غم دنیا اومد تو دلم. انگار همه گذشتم مثل سریال از جلوی چشمم گذشت  همه تجربیات تلخ زندگیم. 

خدایا چرا؟    چرا باید اینهمه تجربیات تلخ داشته باشم توی عشق. چرا اینهمه آدم ناجور و عوضی و مزخرف باید بیان تو زندگی من. چرا اینهمه باید ضربه بخورم.

خدایا من دوسالگی یتیم شدم. بابای من در راه تو کشته شد

 خدایا پدرم منو به تو سپرد و رفت. تو با من چکار کردی؟ 

من چکار بدی تو زندگیم کردم؟ من یه دختر پاک و نجیب و مومن بودم. چهارسال در دوره لیسانسم با چادر رفتم دانشگاه. به هیچ پسری نگاه نکردم. بعد دانشگاه هم همینطور. آیا جواب پاکی و نجابت من این هست که همچین آدمهای ناجور و کثیفی وارد زندگیم بشن و با احساسات و روح و روان بازی کنن ؟     

من چه ظلمی کردم؟ چه حقی را از کسی پایمال کردم؟ چه دلی را شکستم؟ چه کار زشتی کردم که حالا باید تابان پس بدم؟ این آدمهای اشتباهی که وارد زندگیم میشن تابان کدوم گناه ناکرده هستند؟؟؟ ؟

خدایا نجاتم بده. الان هم م اومده تو زندگیم. پاک و مجیب ولی اونم قصد ازدواج نداره. فقط میخوان خودشو خالی کنه. دوستش دارم ولی رک بهم گفته که قصد ازدواج نداره. 

خدایا چرا چندسال پیش که اینهمه ضربه نخورده بودم ادمی مثل ام را نفرستادی خاستگاری؟ چرا سر راهم آدم خوبی قرار ندادی  چرا هر چی آدم اشغال و عوضی بود گذاشتی سر راهم    ؟؟   خدایا خسته شدم از اینهمه سوال بدون جواب.  من یه دختر پاک و نجیب و مذهبی و مومن بودم. دخترهای مثل من همه ازدواج های خوب داشتند. خاستگارهای خوب داشتند. مشکل من جی بود ؟ 

خدایا به عدالتت اعتراض دارم. در حق من بی عدالتی کردی  خیلی زیاد. دوست دارم زار بزنم. جیغ بزنم گریه کنم شاید سبک تر بشم. حالم داره بد میشه واقعا.   

باران بارانی
۱۴ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۰۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر