دلنوشته های بارانی من

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷ ب.ظ

I do not trust anyone anymore

سلام

ساعت ده شبه. صبح که با هم صحبت کردیم گفت وقتی بیدار شد زنگ میزنه ولی زنگ نزد. 

منم نزدم. 

به حرف خودش اهمیت نمیده. من چرا اهمیت بدم. 

درس خوبی شد برام. دیگه اعتماد بی اعتماد. 

یبار دیگه اعتماد کردم و پشتم خالی شد. خدایا دیگه نمیخوام اعتماد کنم. 

خدایا بهم قدرت بده. میخوام قوی باشم و به کسی اعتماد نکنم. 

از اعتماد میترسم. 

هر وقت به مردی اعتماد کردم پشتمو خالی کرد. زیر پامو خالی کرد. 

دیگه خودم هستم و دوستانم. دوست جدید نمیخوام. نیمه گمشده نمیخوام. همراه و همسفر نمیخوام. هیچی. 

زنگ نمیزنم

  • باران بارانی

نظرات  (۱)

  • گرافیست ارشد
  • ببخشید من زبانم خوب نیست !! چی نوشتید اون بالا ؟! 🙂❤️❤️
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی