دلنوشته های بارانی من

طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۵۸ ب.ظ

بوی بد

سلام

امروز دومین روزی که با قطار میام. صبح ها خیلی راحتم ولی عصرها استرس دارم که کی به قطار میرسم. دیروز خیلی معطل شدم. ولی خداراشکر این دوروز جا هم پیدا کردم و خیلی راحت اومدم. راضیم خدایا شکرت.

دیروز و امروز روزهای خوبی داشتم. همه چی خوبه. یه دوست خوب تو مترو پیدا کردم. همسن خودمه. دختر خوبیه. این دو روز صبح ها با هم اومدیم. مثل اهن و اهن ربا هم را جذب کردیم. خیلی مودب، باوقار و مهربون و خوش صحبت. امروز می گفت شاید صبح ها با یه قطار دیگه بیاد. ولی خدا کنه قطار را عوض نکنه و همچنان با هم بیاییم. خیلی خانومه.  شاید دوست های خوبی برای هم بشیم. 

هوا هم داره خوب میشه. ادم کمتر عرق میکنه. ما یه همکار بوگندو اینجا داریم که بوی گندش داره خفمون یکنه. اخه چرا بعضی ها بهداشت را رعایت نمی کنن؟ حال ادم بد میشه. عه. بوی عرق چند روز مونده خشک شده میاد.

  • باران بارانی

نظرات  (۲)

  • محمد فیروزیان
  • بهترین هدیه دوست خوب هست که انسان می تواند داشته باشد تبریک بهتون

    وبلاگ خوب ومتنوعی دارید تبریک
    خوشحال میشم جزو دنبال کنندگان وبلاگم باشید
     موفق وپیروز باشید
  • •★زهرا ★•
  • خخ
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی