دلنوشته های بارانی من

طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۳۷ ب.ظ

خدایا در قلبم را باز نکن

سلام

نمیدونم چرا هرچی سعی میکنم در قلبم را ببندم فایده نداره. هروقت همچین تصمیمی میگیرم از در و دیوار ادم میاد سر راهم. 


حالا خودتون را بذارید جای من. تنهای تنها هستید. صمیمی ترین دوستتون یکدفعه ازدواج میکنه و دیگه حتی تو تلگرام هم حالتون را نمیپرسه. یه همصحبت به اسم خ دیگه زنگ نمیزنه و حالی ازتون نمیپرسه. تازه خبر میرسه که با بقیه گرم گرفته. اونم با چه ادم هایی.

اخرین خاستگارتون هم توخالی از اب در میاد و قالتون میذاره.

تنهای تنها.حتی تو خیالتون هم کسی نیست. از اونطرف یدفعه دکتر ل میاد سر راهتون پر از انرژی مثبت. پر از احترام و محبت و همه چیزای خوب. خوش صحبت متین نجیب محترم تحصیلکرده بسیار مودب... انرژی از این ادم تراوش میکنه بیرون. مگه میشه این ادم تو قلب ادم نفوذ نکنه.


حالا از طرف دیگه اقای دوست گ که حتی فامیلیش را نمیدونم. دوسه روزه هی بهم پیغام میده به بهونه های الکی و میخواد دوست بشه. دوستی معمولی. اخه مگه میشه؟ رابطه یه خانوم و اقا هیچوقت معمولی نمیمونه. این جمله را توی یک فیلم شنیدم. همینو بهش گفتم. میگه مگه ما ندید بدید هستیم؟

خدایا من رو به راه راست هدایت کن. میگه بذار بعضی وقت ها همدیگه را ببینیم. بعضی وقت ها صحبت کنیم.


خدایا من را به راه راست هدایت کن. تاثیر این ادم تو زندگی من چیه اخه؟ خدایا من دیگه حوصل اه و ناله و گریه و زاری ندارم.

خدایا کمک کن که فقط یه همصحبت بمونیم نه بیشتر. مثل دوتا همکار. 

خدایا نمیخوام احساساتم درگیر بشه. کمکم کن. خدایا میخوام مثل یه خانوم دکتر قوی و محکم باشم. نه یه دختر بچه 18 ساله دبیرستانی که قلبش کف دستشه.

خدایا شکرت

خدایا شکرت

  • باران بارانی

نظرات  (۲)

  • •★زهرا ★•
  • خدایاشکرت:)
    ای بابا................
    کاش می شد..............
    عجب روزگاریه ها...........
    چه جوری میشه بعد اعتماد کرد هان..............
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی